نارفیقی ، مرا خنجر نهان زد

نارفیقی ، مرا خنجر نهان زد
تیر زهری زِ نامردی به جان زد
شد دلم خون ، جگر سوزد در آتش
در رفاقت شدم همدل ، چه سان زد
چونکه بی شرم خنجر را عیان زد
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

خانوم کوچولو ♡:)part.2.اروم و ریز خودمو به اون هفتا نزدیک کر...

مرد بی رحم

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

I can be myself with himPart¹⁰⁴اما یه صدای انفجار،از داخل حی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط