تویِ شیرینی، تو اول! قند، دوم می‌شود

تویِ شیرینی، تو اول! قند، دوم می‌شود
مزه‌ی سوهان اعلا پیش تو گم می‌شود

بین قُطاب و گز و نُقلِ محلی ساده است
حدس این‌که طعم لب‌های تو چندم می‌شود!

روزها رد می‌شود، چشمت شرابی کهنه‌تر
پلک‌هایت کم‌کَمک تبدیلِ به خُم می‌شود

هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال
جمعیت آن‌جا گرفتار تراکم می‌شود

چشم‌بسته، هر کسی بویت کند توی سرش
باغ‌های پُر گُلِ قُمصر تجسم می‌شود

ماه را جای تو می‌گیرم نمی‌دانم چرا
این‌قدر این روزها سوءتفاهم می‌شود!

دود کن اسپند را، چشم حسود از دیدنت
شورِ شور، اصلاً دو تا دریاچه‌ی قم می‌شود

وقتِ شرعی، لطف کن از پیش مسجد رد نشو
موجبات سستیِ ایمان مردم می‌شود

وسوسه یعنی تو! شالی‌زار هم یعنی بهشت
بی‌خودی آدم دچار سیب و گندم می شود
دیدگاه ها (۰)

Destiny part 20

زندگینامه نووا

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

dark life =22

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_20فصل دهم | سؤا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط