روسرے روے سرت آیه‌ے قرآنِ من است

روسرے روے سرت آیه‌ے قرآنِ من است
موے آشفته تۅ خانه‌ے ویران من است

گـردنـت تـا ڪمـرت منحنے زیباییست
پیچ ۅتاب بدنت گردنه حیران من است
دیدگاه ها (۴)

چنان بر رۅے لب لبخند دارد...که گویے در دهانش قند دارد!!!تمام...

در شهر هے قدم زد ۅ عابر زیاد شدترس از رقیب بود ڪه آخر زیاد ش...

یک لحظه باد روسرےاش را ڪنارزداز آن به‌ بعد بـود ڪه شاعر زیاد...

باغت آباد چه گیلاس ۅ هلویے داریدست بال قلمے ۅ پرِ قویے داریب...

#درخواستی_از_لینو#Part۲لینو تو رو روی کاناپه‌ی چرمی سرد اندا...

[ چندپارتی تهیونگ ] [ پارت ششم]تهیونگ بلاخره رسید ، اون ده د...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ نگاهش رو ا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣو-هیوک بعد از چند دق...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط