hi

عشق ایدل من پارت ⁴⁹
به دور و برمون که شلوغ بود نگاه کردم ولی زنی رو دیدم که شباهت صورتش به صورت می هو نشون میداد مادرشه... اون زن کسیه که می هو رو مجبور کرد تنهایی تلاش کنه گریه کنه خودشو بغل کنه و خودش خودشو درمان کنه می هو هم دیدش رفت سمتش و بغلش کرد و گفت:اشکال نداره مامان.. بخشیدمت.... دیگه برو زندگیتو کن... منم خوشحال زندگی میکنم قول میدم همون طور که اون روز قول دادم... بابت همه چی بخشیدمت خب اون زن بغلش کرد و پشت سر هم میگفت ببخشید چطور میتونست ببخشتش؟ اون ور نابود کرد اون زن نمیدونست که رد زخم رو مچ دستش نشونه ی درد های روحشه... یونک شیک اومد کنارم وایساد و گفت:تعجب نکنید ادما نابود شم کنن میبخشتشون میدونی چرا؟ 🐰چرا؟🦉همیشه میگفت ادما رو میبخشم نه به خاطر اینکه لیاقت بخشیده شدن رو دارن... به خاطر اینکه خودم لیاقت ارامش رو دارم /راست میگفت با این کار داشت ارامش ور به خودش هدیه میکرد.. از هم جدا شدن مادر می هو گفت:خیلی خوب بزرگ شدی... تنهایی عالی بزرگ شدی 🦊واقعا خوشحالم که تونستم راضیت کنم. بهم رو کرد و گفت:دفعه ی پیش که همو دیدیم گفتی من لیاقت انتخاب برای زندگی می هو رو ندارم درستم میگی ولی یه چیز ازش میخوام 🐰چی مادر جان؟ 🐼میخوام.... خوشحالش کنی... و قد تموم درد هاش مهربونی بهش کنی .. میتونی /تنها کاری که میتونم بکنم همینه خیلیم خوب بلدم 🐰قول میدم بیشتر از چشمام مواظب می هو باشم مادر جان... بسپارید به من 🐼پس... مبارکه 🐰ممنون مادرجان. 🐼به پدرش گفتم گفت وقت نمیکنه بیاد عذر خواهی کرد 🦊اشکالی نداره 🐰درسته. یه ماه بعد روز خرید عروسی صبح با ذوق از خواب بیدار شدم موهامو مدل دادم و مرتب کردم تینت زدمو و خودمو گل گلی کردم... یه شلوار بگ مشکی با پیزهن سفید پوشیدم و روش یه ژاکت طوسی پوشیدم قشنگ شدم ماسک و کلاهم پیدا کردم لیا خانم تازه از خواب پاشده بود موهای ژولیده پولیده اش ریخته بود ور صورتش عینکش ور زدو به ساعت نگا کرد 🦋الان میری؟ 🦊ساعت ۳یغد ار ظهره ناهارت رو بخور و درسات ور خلوت تا بیام خب ؟ 🦋باعش مامان خانم 🦊من برات از مامانت تایید گرفتم که با فیلیکس باشی بعد انقدر پروعی🦋اره.. 🦊واقعا که.. /گوشیم زنگ خورد کوک بود جواب دادم 🐰بیا پایین بیب 🦊باشه. من میرم لیا بای 🦋بای رفتم پایین و سوار ماشین کوک شدم 🦊سلاممم🐰سلام عزیزم بریم؟ 🦊اوهوم جلوی یه پاساژ کرد و پیاده شدیم با ذوق دست هم رو گرفتیم و رفتیم تو 🐰خب... از چی شروع کنیم؟🦊اممم حلقه چطوره؟ 🐰اوکیه بریم... مغازه هارو دونه دونه رسد میکردیم و چند تا مورد رو انتخاب میکردیم میرفتیم تو ولی یا به دل من ننشست یا کوک اخر دو تا حلقه ی نازک و نگین دار رو پیدا کردیم. همون هارو خریدیم
شرط دو تا فالو
دیدگاه ها (۰)

hi

hi

لباس می هو

hi

پارت ۳۲

پارت ۳۱: فروپاشیِ کامل (تسلیم)اون‌جین داشت اون گوشه، با یه د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط