جونگ کوک سرشو بردبه طرف دیگه ای و دستشو پشت کمرم قرار داد

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟕
جونگ کوک سرشو بردبه طرف دیگه ای و دستشو پشت کمرم قرار داد.

کوک:دستمو گذاشتم که راحت تر بیندیش.

آنالی:اها باشه.

خب تموم شد.

کوک: از کجا یاد گرفتی کروات ببندی.

آنالی: موقعی که میرفتم دبیرستان باید کروات میبستم.

کوک: آها

آنالی:میشه دستتو از روی کمرم برداری.

کوک:برای چی؟

آنالی: برو اون طرف.

کوک: نمیخوام.

آنالی:دستشو محکم به کمرم فشرد که کاملاً بهش چسبیدم.

کوک:چه حسی داره؟

آنالی:چی؟

کوک: اینکه الان توی بغل یه روانیه سادیسمی هستی چه حسی داره؟

آنالی: نم......

کوک: مثلاً شاید بخوام بلایی سرت بیارم؟

آنالی:نه

کوک: نمیترسی از من.

آنالی: نه

کوک: ولی من دوست دارم که ازم بترسی.

آنالی: فکر کنم حالت بده اگه خوب بودی اینجوری حرف نمیزدی.

کوک:الان از هر موقعی حالم بهتره.

آنالی: معنی حرفاشو نمی‌فهمیدم.
دستاش پشت کمرم بود و با چشماش زل زده بود بهم.
چشماش یجورایی ادمو هیپنوتیزم میکرد.
دست خودم نبود نمی‌تونستم کاری کنم انگار داشت کنترلم میکرد.

کوک:چته؟چرا کاری نمیکنی؟

آنالی:سرم به شدت درد میکرد نمی‌فهمیدم که کجام و درحال انجام چه کاریم فقط دوست داشتم بخوابم که شاید این سردرد بره.
جونگ کوک آروم سرمو گذاشت رو سینش و لب زد:

کوک:هی آروم باش تازه اولشه(نیشخند

ادامه دارد...............∆
دیدگاه ها (۰)

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟖چشامو آروم باز کردم و دور اطرافمو نگاه کردم ت...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟗کوک:یادم میاد بهت گفتم بدون اجازه من از عمارت...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟔بخواطر فکرهای زیادی که تو سرم بود خوابم نمی‌ب...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟐𝟓نمی‌تونستم دیگه دستامو تکون بدم همون جا وسط ع...

چندپارتی☆درخواستی>>>p.4جونگکوک سیلی به صورت دختر زد صورت دخت...

از زبان ا/تبالاخره آقا جونگ کوک تشریف آوردن با حرص گفتم : خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط