بی خبر می روم و بی خبری توهین نیست

بی خبر می روم و بی خبری توهین نیست
به خدا روح من از دست تو دلچرکین نیست

می روم تا که به فرهاد بگویم: ای مرد!
عشق اگر خوب به آن فکر کنی شیرین نیست

از تو دلگیرم و این درد بزرگی است، ولی
همه ی مشکل من با تو لزوما این نیست

گنج پنهانم و عادت به تواضع دارم
این گناه تو و آن مردم ظاهربین نیست

خار رویاندی و تهدید به خواری کردی
هر که آمد به تماشای لبت گلچین نیست

گرچه لبخند تو زیباست ولی چاره ی زخم
آن زمانی که دهان باز کند تسکین نیست

کند چشمان تو با دست خودش گورم را
خاطرت جمع! سرم بعد تو بی بالین نیست

هر که یک بار شنیده است " خداحافظ" را
از خداحافظی بار دگر غمگین نیست!

مهدی عابدی
دیدگاه ها (۵)

🤍👇🏽✨️💖ساختنِ نسخه‌ی بهترِ خودت درد دارد؛اما ماندن در جایی که...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۵ ‌درهای عظیم برج سا...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط