Part29

اونم تشنه ترازمن میمکید
بعد چندمین جداشیم
+اوخخ(خندع)
_چی شد...خبی بیب
+ارع خبم...زد ب شکمم
_واقعا زد ب شکمت(ذوق)
+اوهوم
_ببین بچمون از این کاراخشش نمیاد(خندع)
+ارع دیگ خشش نمیاد باباش به مامانش نزدیک شه(خندع)
_از کجامعلوم شاید نمیخادمامانش به باباش نزدیک بشه چون تواول بوسم کردی(خندع)
+ایششش...دیگه نمیبوسمت
_میدونی که نمیتونی
+چرانتونم
_حتی اگ خودت نخای من میتونم ببوسمت
+ادم...
_ادامش
+هیچی
_میگی یا ببوسمت(شیطون)
+نمیگم
اومدنزدیکم
ادممم...دوست داشتنی(دخترکلک باز😂)
_حالاخوب شد(خنده)
ولی دورغ گفتی میخاصتی یه چیز دیگ بگی
+نه..میخاصتم همینوبگم
_جدی میگی
+اوهوم
ته بغلم کرد
ته...میخاصتم بگم ادم زورگو(خندع)
سرشو اوردبالابهم نگاکرد
_تنبیه میخای
+چیه...خوب راستشو گفتم(خنده)
درزمن توکه نمیتونی منو تنبیه کنی
چون حاملم(خندع)
_کوچولو فک کردی تنبیهت فقط از اون طریقه
الان تنبیه جدیدمو بهت نشون میدم
رفتم نزدیک لباش یکم موندع بود ک گفت
+چیکار میخای کنیییی
_خودت گفتی نمیتونی تبیهم کنی میخام تنبیهت کنم
+ته..توواقعامیخای لباموببوسی ب این تنبیه میگی(خندع)
_پس میبوسمت
دستشوگذاشت رولبم
+بیااول بریم خونه
_باشه بیب
دستموگذاشتم روشونش و اروم قدم زدیم رسیدیم ب ماشین
سوار شدیم‌‌
بعد۳۰ مین رسیدیم خونه
رفتم روکاناپه نشستم
_هی ات بیافیلم ببینیم
+اوم راس میگی رفتم کنارش نشستم
چجور فیلمی حالا
_عاشقانه
+نه...ترسناک
_برات خوب نیست ترسناک
+یاااا منک نمیترسم
_بازم برات خوب نیست
+خیلی خوب اقای دکتر
بزن ببنیم
تهیونگ ی فیلم عاشقانه گذاشت و اومد کنارم نشست

       (((۱۰مین بعد)))
+یاحضرت عباس این دیگ چه فیلمیه
(دوستان دقت کنید
جاهای 🔞رسیدع😂)
به ته نگاه کردم‌دیدم باهیجان نگا میکنه
چقد اخه این بشر منحرف من دارم خجالت میکشم اونوقت اون دارع باهیجان نگا میکنه
دیگ‌به فیلم نگا نکردمو سرموانداختم پایین چون واقعاخجالت کشیدع بودم
که ته چونمو گرفت بالا
_بیبیم‌خجالت کشیده
+خوب معلومه که میکشم
_بیب واقعا الان این فیلمو دیدم تح*ی*ک شدم‌ولی حیففف
+خوب خداروشکر
یهو ته لباشو گذاشت رولبام ومحکم‌مک میزد درواقع مک‌نبود گاز بود...
بزور‌خودمو ازش‌جداکردم
+یاااا لباموکبودکردی
_بیب بهت گفتم تنبیهت میکنم از ی‌روش دیگ واقعا نمی تونم تحمل کنم
پس همراهی کن تابو*س*مو*ن خوب پیش برع
+دوبارع لباشوگذاشت رولبام ومک میزد
منم همراهیش میکردم
بعد ۱۰ مین جداشدیم
+ته نفسموبنداوردی
_(خندع)
من رفتم بخابم فردامیرم دکترببینم بچه پسر یادختر
_وای‌چقد زوق‌دارم بچه بابایی
+پسر میخای‌یادختر
_دخترررر
+من پسررر
_دختررر
+پسررر
اهه اصلاولش‌کن ‌هرچی باشه دوسش داریم
_یسسس
بیابریم بخابیم
رفتیم روتخت ته بغلم
کردو خابیدیم...
ادامه کامنت
دیدگاه ها (۷)

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

Love you پارت دوم-تو#من-نه کناریت &منو میگی -ارع با خودت ابل...

وقتی بین بچه هاتون فرق میزاره تکپارتی تهیونگ:ا.ت عقلت سرجات...

Part 57کیم‌ویا.ت: خب کیک هاتون بخورید جون بگیرید که وقت رقص ...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 11همون‌...

فیک تهیونگ

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

𝓕𝓪𝓼𝓵²بلندم کردپاهامودور کمرش حلقه کردمو رفتیم داخل اتاقانداخ...

عاشق شدن part⁵¹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط