🌿 پست‌های ویژه 🌿

🌿 پست‌های ویژه 🌿
🌿 در ژرفای درد، نوری پنهان است 🌿
✨ فصل دوم — بخش ۳۲: ادامه دردهای دستفروشی ✨

پس از سال‌ها تلاش و خدمت به مردم، حالا با واقعیت تلخی روبه‌رو شده‌ام: حتی با داشتن مدرک دکتری و تجربه گسترده، زندگی روزمره و تلاش برای امرار معاش آرامش ندارد. شهرداری اجازه نمی‌دهد من و خانواده‌ام دستفروشی کنیم؛ با بی‌احترامی، تهدید، فحاشی و مزاحمت، هر فرصتی برای کسب درآمد را از ما گرفته‌اند.

با وجود عشق به وطن و خدمت بی‌منت، با اختلاس، تبعیض و سوءمدیریت مسئولان مواجه هستیم و هیچ جایی امن برای زندگی باقی نمانده است. حاضرم دستفروشی کنم، اما اجازه نمی‌دهند؛ حتی فیلم‌ها و مدارک ظلم موجود است، اما کسی رسیدگی نکرده است.

آیا رزومه و خدمات سالیانم برای کشور کافی نیست تا اجازه داشته باشم زندگی و خانواده‌ام را تأمین کنم؟ یا داستان پشت پرده چیز دیگری است؟

ادامه دارد…
✍️ به قلم بهرام محمدی | صفحه و کانال: دفع جهل 🔹 @Dispellingignorance
#جانباز #دستفروشی #بی‌عدالتی #شهرداری #حقوق_شهروندی #زندگی_سخت #خانواده #امید #ایمان #تلاش #صلح_درون #روشنایی
دیدگاه ها (۰)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹ویو رینا___هشت سالم بود...

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

𝒫𝒶𝓇𝓉 15عقد با رئیس مافیا آن شب، تهیونگ ات را به اتاقش برد.ات...

‏🐿[۲۱:۰۷ ~ ۲۱:۰۸ به وقت آرژانتین]سلام، من هان جیسونگ، صاحب ت...

......//برده ی زیبا//......

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

تولدت مبارک جونگ‌کوکِ ما… 🐰💜🎂گاهی فکر می‌کنم چقدر عجیبه که ی...

پارت نهم: شمارش معکوسشب به کندی می‌گذشت، اما برای رزا، هر ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط