پارت
پارت ۲۲
ویو ا / ت
بعد اینکه غذامون رو خوردیم رفتیم سوار ماشین شدیم تا بریم به عمارت چون با اتفاقی که افتاد قطعا حوصله ی چیز دیگه ای رو نداشیم .
توی ماشین فقط صدای چرخ های درحال حرکت میتونست این سکوت رو بشکنه .
یه حسی بهم میگفت که قرار نیست اتفاق خوشایندی برام بیوفته چون که کاملا معلوم بود که کوک داره با عصبانیت ماشین رو میرونه.
تصمیم گرفتم که هیچ سوالی ازش نپرسم چون نمی خواستم بیشتر از این که هست عصبانی بشه ولی خودش شروع کرد .
کوک : چرا وقتی متوجه شدی بهت چشمک زد چیزی نگفتی بهم ؟ ( با عصبانیت )
ا / ت : چ ... چی ؟ ( ترسیده )
کوک : حرفم رو دوبار تکرار نمی کنم ( عربده )
ماشین رو انقد با سرعت میروند که هر لحظه ممکن بود تصادف کنیم و خب صد البته بیشتر ترسیدم ، توی همین فکرا بودم که دوباره کوک عربده کشید
کوک : مگه با تو نیستم ( عربدههههه )
ا / ت : خ .. خب میترسیدم که عصبانی بشی
کوک : هه
میترسیدی اره ؟ ( با پوزخند )
قشنگ فهمیدم که کوک نقشه هایی تو سرش داره ولی نفهمیدم چه نقشه ای ( اسکلی بخدا)
بعد چند مین به خونه رسیدیم و پیاده شدیم و رفتیم سمت در .
در رو باز کردم و رفتم سمت پله ها تا برم لباسام رو عوض کنم که........
ادامه در پارت ۲۳
راستی پارت ۲۳ اسمات هستش
شرط : ۱۲ لایک ، ۶ بازنشر
ویو ا / ت
بعد اینکه غذامون رو خوردیم رفتیم سوار ماشین شدیم تا بریم به عمارت چون با اتفاقی که افتاد قطعا حوصله ی چیز دیگه ای رو نداشیم .
توی ماشین فقط صدای چرخ های درحال حرکت میتونست این سکوت رو بشکنه .
یه حسی بهم میگفت که قرار نیست اتفاق خوشایندی برام بیوفته چون که کاملا معلوم بود که کوک داره با عصبانیت ماشین رو میرونه.
تصمیم گرفتم که هیچ سوالی ازش نپرسم چون نمی خواستم بیشتر از این که هست عصبانی بشه ولی خودش شروع کرد .
کوک : چرا وقتی متوجه شدی بهت چشمک زد چیزی نگفتی بهم ؟ ( با عصبانیت )
ا / ت : چ ... چی ؟ ( ترسیده )
کوک : حرفم رو دوبار تکرار نمی کنم ( عربده )
ماشین رو انقد با سرعت میروند که هر لحظه ممکن بود تصادف کنیم و خب صد البته بیشتر ترسیدم ، توی همین فکرا بودم که دوباره کوک عربده کشید
کوک : مگه با تو نیستم ( عربدههههه )
ا / ت : خ .. خب میترسیدم که عصبانی بشی
کوک : هه
میترسیدی اره ؟ ( با پوزخند )
قشنگ فهمیدم که کوک نقشه هایی تو سرش داره ولی نفهمیدم چه نقشه ای ( اسکلی بخدا)
بعد چند مین به خونه رسیدیم و پیاده شدیم و رفتیم سمت در .
در رو باز کردم و رفتم سمت پله ها تا برم لباسام رو عوض کنم که........
ادامه در پارت ۲۳
راستی پارت ۲۳ اسمات هستش
شرط : ۱۲ لایک ، ۶ بازنشر
- ۲۲۰
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط