اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو
گفتم که یک غزل بنویسم برای تو
احساس می کنم که کمی پیرتر شدم
احساس می کنم که شدم مبتلای تو
برگرد و هر چقدر دلت خواست بد بگو
دل می دهم دوباره به طعم صدای تو
از قول من بگو به دلت نرم تر شود
بی فایده ست این همه دوری فدای تو
دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد
یک آسمان بهانه ی باران برای تو
ناقابل است ،بیشتر از این نداشتم
رخصت بده نفس بکشم در هوای تو
دیدگاه ها (۱۱)

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

یاد گمشده یی

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

آخرین بحث پارت ۱۳

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

آواز عشق ♣️part7♣️یونگی ویو من بابت کار دیشب کانگ لی واقعا ا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط