می ترسم

می ترسم

از لحظه ای که

ساعت ها را جلو بکشند

نیامده بروی...

خیلــی مـی ترسـم ...
دیدگاه ها (۱)

چقد تلخـــم امشب ...می دانی شاعر بودن کجایش درد دارد اینکه ع...

همین قــــدر بگویمدوســت داشتنت کار هر کسی نیستبـه مَـــــــ...

کاش عشقواگیـر داشت آن وقتبا یک بوسهکارَت تمام بود ...

دلـم می خواهدکسی تو را به من تعارف کندتا من تمامت را بردارم ...

تقصیر خودم است.تو، هیچگاه نیامده بودی که بروی؛از همان اول رف...

مدت هاست می خواهم بگویم دوستش دارماما شما که غریبه نیستید رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط