تقصیر خودم است.

تقصیر خودم است.
تو، هیچگاه نیامده بودی که بروی؛
از همان اول رفته بودی، این من بودم که با خاطراتمان حضور تو را زنده می‌کردم.
.
.


..{ 디 }..
دیدگاه ها (۰)

میگم،کسی از گل و گیاه سر در میاره؟چند روزیه خیلی پژمرده‌م..

اما می‌دانی..من ماندن را دوست دارم، اینکه کسی باشد تا بماند....

روز هایِ اول تو را تنها کودکی سرگردان می‌دیدم که به آغوشی ام...

گاهی فکر می‌کنم خبر مرگ مرا چه کسی به تو خواهد داد..؟به یک ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط