Taehyungتکپارتی
Taehyung(تکپارتی)
My flower 🌹
بازم مثل همیشه حس و حال هیچ کاری نداشتم بی میل از جام بلند شدم نگاهی به ساعت روی میز کنار تختم انداختم ساعت نزدیکای ظهر بود با خودم زمزمه کردم:
چقدر من خوابیدم.........
به سمت گوشه اتاقم که آیینه قدی داشتم رفتم نگاهی به خودم کردم موهای پریشون ، لباس های ژولیده پس تصمیم گرفتم حمامی برم آهنگ مورد علاقم گذاشتم بعد از برداشتن حوله و لباس به سمت حمام رفتم حدود نیم ساعتی بود که حمام بودم سپس به سمت آشپز خانه رفتم حوصله نهار درست حسابی نداشتم پس فقط به خوردن قهوه بسنده کردم قهوه ام برداشتم به سمت بالکن حرکت کردم بالکنم ویوی نسبتا خوبی داشت همسایگان خوب، هوای پاکیزه همینطور که قهوه ام را میخوردم به اینجور مسائل فکر میکردم که با صدای زنگ تلفنم دست از افکارم برداشتم
ات : بله بفرمایید
۰۰۰۰: به به سلام لیدی دیگه مارو نمیشناسی
ات : تهیونگ تویی ببخشید حواسم نبود کاری داشتی؟
ته: بله لیدی میخواستم بگم اگه سرتون شلوغ نیست دعوت مرا برای امشب میپذیرید؟
ات :بله حتما(باخنده)
ته: خوشحالم پس ساعت 8 آماده باش میام دنبالت
ات: باش
ادامه دارد.........
My flower 🌹
بازم مثل همیشه حس و حال هیچ کاری نداشتم بی میل از جام بلند شدم نگاهی به ساعت روی میز کنار تختم انداختم ساعت نزدیکای ظهر بود با خودم زمزمه کردم:
چقدر من خوابیدم.........
به سمت گوشه اتاقم که آیینه قدی داشتم رفتم نگاهی به خودم کردم موهای پریشون ، لباس های ژولیده پس تصمیم گرفتم حمامی برم آهنگ مورد علاقم گذاشتم بعد از برداشتن حوله و لباس به سمت حمام رفتم حدود نیم ساعتی بود که حمام بودم سپس به سمت آشپز خانه رفتم حوصله نهار درست حسابی نداشتم پس فقط به خوردن قهوه بسنده کردم قهوه ام برداشتم به سمت بالکن حرکت کردم بالکنم ویوی نسبتا خوبی داشت همسایگان خوب، هوای پاکیزه همینطور که قهوه ام را میخوردم به اینجور مسائل فکر میکردم که با صدای زنگ تلفنم دست از افکارم برداشتم
ات : بله بفرمایید
۰۰۰۰: به به سلام لیدی دیگه مارو نمیشناسی
ات : تهیونگ تویی ببخشید حواسم نبود کاری داشتی؟
ته: بله لیدی میخواستم بگم اگه سرتون شلوغ نیست دعوت مرا برای امشب میپذیرید؟
ات :بله حتما(باخنده)
ته: خوشحالم پس ساعت 8 آماده باش میام دنبالت
ات: باش
ادامه دارد.........
- ۱۱.۰k
- ۰۹ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط