چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید:

چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟

اما افسوس که هیچ کس نبود ...

همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره ...

آری با تو هستم ...!

با تویی که از کنارم گذشتی...

و حتی یک بار
دیدگاه ها (۱)

یکی را دوست می دارم … یکی را دوست می دارم ولی افسوس او هرگز ...

چ تلخ .. لبهایش بوی سیگار میداد و چ تلخ تر اینکه میدانستم س...

ﺩﯾﺪﯼ ؟؟؟ ﺩﺳﺘﻬﺎیت.. ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ ... ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ... ﺑﻐﻀﻢ ﺭﺍ ....

نقاشی روی دیوار

لیلیوم را دوست داشتم،شاید چون شبیه بعضی آدم‌هاست؛زیبا، لطیف ...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

پروانه جان

رمان :قرارداد سرنوشت

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۶چند ماه بعدیوناباورم نمی‌شدفقط چن...

سنجاب کوچولوی من، تولدت مبارک🤏🥹تولدت مبارک به پسری که someho...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

خب ارمی ها اومدم یکم باهاتون حرف بزنماین چند وقت نبودم ولی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط