ویو ات
𝖘𝖆𝖍𝖇 𝖆𝖟𝖍𝖉𝖍𝖆 𝖍𝖆
𝖕𝖆𝖗𝖙 1
ویو ا/ت
از روی تختم بلند شدم رفتم دست و صورتم رو آب زدم و یه لقمه صبحونه خوردم ، من امروز اولین روز کاریم هست و خیلی استرس دارم و یکمی هم هیجان دارم بگذریم رفتم پایین و یکمی وایسادم تا اتوبوس بیاد زمانی که اتوبوس اومد رفتم و سوارش شدم خیلی شلوغ بود به زور یه جا برای نشستن پیدا کردم آهان راستی بزارید خودمو معرفی کنم من ا/ت هستم ( میتونید اسم خودتون و هر اسمی که میخواید بزارید ) و ۲۳ سالمه و یه بچه ی ۷ ساله رو به سر پرستی گرفتم که اسمش لناعه ، لنا الان مهد کودک هستش ، صبح مامانم اومد و لنا رو گذاشت مهد کودک
ویو شوگا
سلام من مین یونگی ملقب به شوگا هستم من یه پرفسور هستم ، حدوداً ۴۰ سال پیش یه اژدها ها کشف شد و ما اونو زندانی کردیم و چند وقته که تحقیقات رو شروع کردیم اسم این اژدها هامو هست ، درسته به احتمال زیاد اسم این اژدها رو زیاد شنیدین این اژدها یک اژدها ی تاریخی از افسانه های چین هست ( اصران پیش از حد انیمه دیدن ) بگذریم ، از تختم بلند شدم و صورتم رو شستم و یه قهوه درست کردم و خوردم و ماشین رو برداشتم و به سمت پایگاه راه افتادم
فلش بک به سه ساعت بعد
ویو ا/ت
خب رسیدم ، وارد شرکت شدم اسم شرکتی که من داخلش کار میکنم بی ای هست البته که من کارمند موقت هستم و امید وارم که به عنوان کارمند همه شگی قبول شم ، وارد اتاق معرفی شدم و همه چیز رو بهمون یاد دادن و وارد اتاق کارم شدم نشستم رو میز کارم خیلی ذوق داشتم ولی یه اتفاق عجیبی برام افتاد ، یه نامه روی میزم بود و زمانی که بازش کردم و خوندم خیلی شکه شدم ( نمیگم داخل نامه چی نوشته که کارهای به شدت شیطانی دارم🤡 ) شروع کردم خودمو به بقیه معرفی کردن و کارمو انجام دادن
ویو شوگا
از ماشین پیاده شدم و کلید رو دادم به خدمت کار و وارد پایگاه شدم چند تا پرونده بهم دادم ، باورم نمیشد هاکو نبضش خیلی رفته بالا و فکر کنم بیدار شه این خیلی بده ، سریع رفتم سمت دسترسی ها و بله داره بیدار میشه این واقعاً خیلی بده اگر بیدار شه کل شهر بهم میریزه و ما نمیدونیم چه جوری دوباره بخوابونیمش و....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.۰.۰.۰.۰☆۰.۰.۰.۰.
خب بچها شرتا رو کامل کنید تا پارت بعدی رو بزارم🐾🗿
شرط :
۵ تا بازنشر
۱۰ تا هم لایک
پارت بعدی رو آماده کردم پس شرطا رو کامل کنید
𝖕𝖆𝖗𝖙 1
ویو ا/ت
از روی تختم بلند شدم رفتم دست و صورتم رو آب زدم و یه لقمه صبحونه خوردم ، من امروز اولین روز کاریم هست و خیلی استرس دارم و یکمی هم هیجان دارم بگذریم رفتم پایین و یکمی وایسادم تا اتوبوس بیاد زمانی که اتوبوس اومد رفتم و سوارش شدم خیلی شلوغ بود به زور یه جا برای نشستن پیدا کردم آهان راستی بزارید خودمو معرفی کنم من ا/ت هستم ( میتونید اسم خودتون و هر اسمی که میخواید بزارید ) و ۲۳ سالمه و یه بچه ی ۷ ساله رو به سر پرستی گرفتم که اسمش لناعه ، لنا الان مهد کودک هستش ، صبح مامانم اومد و لنا رو گذاشت مهد کودک
ویو شوگا
سلام من مین یونگی ملقب به شوگا هستم من یه پرفسور هستم ، حدوداً ۴۰ سال پیش یه اژدها ها کشف شد و ما اونو زندانی کردیم و چند وقته که تحقیقات رو شروع کردیم اسم این اژدها هامو هست ، درسته به احتمال زیاد اسم این اژدها رو زیاد شنیدین این اژدها یک اژدها ی تاریخی از افسانه های چین هست ( اصران پیش از حد انیمه دیدن ) بگذریم ، از تختم بلند شدم و صورتم رو شستم و یه قهوه درست کردم و خوردم و ماشین رو برداشتم و به سمت پایگاه راه افتادم
فلش بک به سه ساعت بعد
ویو ا/ت
خب رسیدم ، وارد شرکت شدم اسم شرکتی که من داخلش کار میکنم بی ای هست البته که من کارمند موقت هستم و امید وارم که به عنوان کارمند همه شگی قبول شم ، وارد اتاق معرفی شدم و همه چیز رو بهمون یاد دادن و وارد اتاق کارم شدم نشستم رو میز کارم خیلی ذوق داشتم ولی یه اتفاق عجیبی برام افتاد ، یه نامه روی میزم بود و زمانی که بازش کردم و خوندم خیلی شکه شدم ( نمیگم داخل نامه چی نوشته که کارهای به شدت شیطانی دارم🤡 ) شروع کردم خودمو به بقیه معرفی کردن و کارمو انجام دادن
ویو شوگا
از ماشین پیاده شدم و کلید رو دادم به خدمت کار و وارد پایگاه شدم چند تا پرونده بهم دادم ، باورم نمیشد هاکو نبضش خیلی رفته بالا و فکر کنم بیدار شه این خیلی بده ، سریع رفتم سمت دسترسی ها و بله داره بیدار میشه این واقعاً خیلی بده اگر بیدار شه کل شهر بهم میریزه و ما نمیدونیم چه جوری دوباره بخوابونیمش و....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.۰.۰.۰.۰☆۰.۰.۰.۰.
خب بچها شرتا رو کامل کنید تا پارت بعدی رو بزارم🐾🗿
شرط :
۵ تا بازنشر
۱۰ تا هم لایک
پارت بعدی رو آماده کردم پس شرطا رو کامل کنید
- ۸۷۵
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط