من از پُشتِ

من از پُشتِ

شَب هایِ بیخوابی آمده ام ...

از پُشتِ همان

شب هایی که با اشک

و بی قراری به صُبح رسید

میشود هَمدم

شب هایِ بیخوابی من شَوی

جانا؟
دیدگاه ها (۲)

کاش می شد یک صبح کسی زنگ خانه هامان را بزند و بگوید بادست پر...

شبتون بخیر 🌚❤️ یا رب!♥️در این سکوت شب،دل‌های خسته را آرام،اش...

پسری که انگار غواص به دنیا آمده بود🇮🇷 در آستانه هفته دفاع مق...

تو تاریکی های ذهنم ،شب هایی که اشک مهمان چشمانم بود،تنها بود...

بی قراری و اشک های غم انگیز عمو پورنگ برای مادرش در اختتامیه...

گویی تو از رقصِ خیال و سپیده‌ی صبح آمده‌ای،و دست‌هایت، همان ...

حملات ادامه دارد

دیگر دلتنگی هایمان مخصوص شب‌های جمعه نیست.روز به روز و لحظه ...

خدا از ما نگیرد روزی شب‌زنده‌داری رانصیب ما کند یک بار دیگر ...

یه روز می‌رسه که روپوش سفیدت رو می‌پوشی و به خودت می‌گی:«دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط