خدا از ما نگیرد روزی شبزندهداری را
خدا از ما نگیرد روزی شبزندهداری را
نصیب ما کند یک بار دیگر بیقراری را
نشستم بر سر راه دلم یک عمر تا دیدم
غروب جادهها را، لذت چشمانتظاری را
خراسان است اینجا، گاه میبینی که تکبیتی
به آتش میکشد بازار آواز قناری را
دوبیتیهای تربت میزند آتش به جان و دل
سهخشتیهای قوچان میبرد از سر خماری را
شبانان خراسان نقلهای دیگری دارند
نواییخوانده میفهمد شب تلخ صحاری را
شنیدم با زبانی زبده میگویند شب تا صبح
خیابانهای بیهق قصههای سربداری را
ملایک نیز در تنهایی آفاق مشتاقند
دوتار «حاج قربان» را، سرود «سبزواری» را
#شعرخوانی
#عقیق_شعر
#محمود_اکرامی
نصیب ما کند یک بار دیگر بیقراری را
نشستم بر سر راه دلم یک عمر تا دیدم
غروب جادهها را، لذت چشمانتظاری را
خراسان است اینجا، گاه میبینی که تکبیتی
به آتش میکشد بازار آواز قناری را
دوبیتیهای تربت میزند آتش به جان و دل
سهخشتیهای قوچان میبرد از سر خماری را
شبانان خراسان نقلهای دیگری دارند
نواییخوانده میفهمد شب تلخ صحاری را
شنیدم با زبانی زبده میگویند شب تا صبح
خیابانهای بیهق قصههای سربداری را
ملایک نیز در تنهایی آفاق مشتاقند
دوتار «حاج قربان» را، سرود «سبزواری» را
#شعرخوانی
#عقیق_شعر
#محمود_اکرامی
- ۴۵۲
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط