چند پارتی

چند پارتی
ــــــــــ🖤✈️🖤ـــــــــ
وقتی که مجبوره بره سفر کاری
ــــــــــ🖤✈️🖤ـــــــــ
پارتـ²
فصلـ¹

ویو ا/ت:
با بغض و شکی به سمت اتاقمون رفتم.
در رو باز کردم جونگکوک روی تخت دراز کشیده بود،و ساعد دستش رو روی چشماش گذاشته بود.
به سمتش رفتم.
بالا سرش وایسادم و با تردید لب زدم:
+ تو واقعا این لعنتیو امضا کردی؟«گریه،کمی بلند»

ــ ....

+ باتوم؟چرا قبول کردی ها؟؟«گریه،داد»

ــ اگه قبول نمی‌کردم کل زحمتام به باد میرفتتتتت«عربده»

با عربدش سر جام میخکوب شدم.

ویو جونگکوک بعد از بحث:
ا/تا سرجاش خیره شده بود به من با چشمانی که باعث می‌شد صبحا دلیلی برای زندگی داشته باشم،اما ترکیبی از غم و اشک توشون بود.
و این منو روانی میکرد مخصوصا اگه باعث و بانیش من باشم...
آروم به سمتش قدم برداشتم و تو آغوشم کشیدمش.
بدون هیچ اعتراضی تو آغوشم اشک می‌ریخت.
موهاش رو نوازش کردم و بوسه ای به سرش زدم.

ــ آروم باش دختر بابایی«بم»

+ کوکییی«گریه»

ــ جونم دلم

+ نروووووو

ــ نمیشه عشقم ولی زود میام

+ قول ؟« کیوت »

ــ ههههه کوچولو...معلومه که قول میدم

....

ادامه دارد

شرطا
۲۳ لایک
۵ کامنت
دیدگاه ها (۶)

چند پارتی درخواستیـــــــــــــــ🧊💔ــــــــــــــوقتی باهات ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

چند پارتیـــــــــ🤍✈️🤍ـــــــــوقتی از سفر کاری برمیگردهــــ...

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ💔🔪ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط