منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست
و خیالی که پَریش از رُخ مستانه ی توست

این همه قافیه کز خاطرِ من میگذرد
حاصل مستی ام از یادِ چو میخانه ی توست

من به دنبالِ تو از میکده ها رد شده ام
این دل افسونِ شرابی ست که در خانه ی توست

سر سودازده در پیچ و خمِ زلفِ خیال
روز و شب منتظرِ تکیه گهِ شانه ی توست

من هزار و یکمین قصه ی شب را گفتم
باز این شب زده، بیدار ز افسانه ی توست

تو به اشعارِ من آن گنجِ نهان از ازلی
و دلم بس که خرابت شده، ویرانه ی توست

کعبه ی عشقی و من دورِ سرت میچرخم
قبله گاه غزلم، روی چو بتخانه
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

‌ منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از ...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست و خیالی که پَریش از رُخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط