دیـگـر زیـاد پـای تو مـانـدن صـلاح نـیسـت

دیـگـر زیـاد پـای تو مـانـدن صـلاح نـیسـت
این قصه را به طول کشاندن صلاح نیست

ایـن را بـدان به راه تـو دولا و خـم شـده
دیگر شتر سواری و راندن صلاح نیست

روزی صـلاح بـودی و ایـن ارتـبـاط را
حالا به انتها نرساندن صلاح نیست

هـمـراه خـاطرات؛ تـو را خـاک مـیکـنـم
بر این مزار فاتحه خواندن صلاح نیست

یک عالمه بدی و...صد افسوس بیش از این
شرح تـو را بـه شـعر نـشانـدن صـلاح نـیـست


علی باقری
دیدگاه ها (۱)

سال ها پیش ازین به من گفتیکه «مرا هیچ دوست می داری؟»گونه ام ...

آه ای همدم دیرینه مرا یادت هستذره ای از من و آن خاطره ها یاد...

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت رامن دوست دارم زندگی با دست‌...

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیرگریه کردم، گریه ها هر دم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط