تلاش کردم برگردانمش

تلاش کردم برگردانمش.
حال غریبی داشتم...
اشک های چشمان من روی صورت او خشکید
میخواستم هر ذره ای از زندگی را که در خود حس میکردم،
به او بدهم و زنده نگهش دارم....
دیدگاه ها (۴)

پیش از تو...همه را با معیارهایم میسنجیدمبعد از تو...همه را ب...

همیشه یک کار هست که باید انجامش دهی لیسانس بگیریفوق لیسانس ب...

بزرگ ترین افسوسم این است که هرگز فرصت نشد از نزدیک ببینم ات،...

اشتباه ما اینجاست ...یکی رو اونقدر امتحان می کنیم تا اینکه ب...

🐻: من استرس داشتم ، ولی حس میکنم خیلی بیشتر از قبل تمرین کرد...

در ایام منتهی به شب های قدر در خیابان ها تهران خانم های چادر...

ویو ناهی:میخواستم برم بیرون یکم حال و هوام عوض شه یکی از لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط