قسمت12
قسمت12
By your side
+رز پاشو ظهر شد انقدر نخواب
_ولم کن ترو خدا خیلی خوابم میاد دیشب نتونستم بخوابم
+ااا چانی داره زنگ میزنه
از جام پریدم و به گوشیم نگاه کردم
_چرا دروغ میگییی؟
+خب پاشووو
_اااهه باشه
بلند شدم و رفتم دست و صورتمو شستم و اومدم ناهار بخورم که گوشیم زنگ خورد:
_ییاااااخداااااا چانییهه
+زودباش زودباش بردار
نفس عمیقی کشیدم و گوشیو برداشتم:
_سلام
+سلام خوبی؟
_ممنون تو خوبی؟
+منم خوبم خوبم،انروز بریم بیرون؟
_امم...اره میام،ساعت چند؟
+ساعت6میام دنبالت
_باشه
گوشیو که قطع کردم دستم میلرزید
وااییی شقایققق چیکار کنمم؟میخوام با چانی برم بیروونن
وااایی خوشبگذههه
مرسییی
غذامونو تموم کردیم و ظرفارو شستیم،مامانم زنگ زد
_اوهه مامانمه
گوشیو برداشتم
_سلام مامانیی خوبی؟
+سلاام تو خوبی؟دستت بهتره؟
_ارههه خیلی خوبه اصلا درد نداره،کاملا خوب شدم
+خب خداروشکر،دلم برات تنگ شده بود
_اره مامانی منممم
+چیکار میکنین؟
_هیچی غذا خوردیم الان بیکاریم
+اها،اونجا خوش میگذره؟
_اررهه خییلیییب
+خب دیگه مزاحم نمیشم،خدافظ
_خدافظظظ
کم کم حاضر شدم و منتظر چانی بودم تا بیاد.
درو زدن و من رفتم و درو باز کردم،چانی بود
_سلام
+سلام،سوار شو
_باشه
+کجا بریم؟
_نمیدونم
+پارک چطوره؟
_خوبه
رفتیم پارک و اونجا اسکی یخی رفتیم.
چند وقته اکسوالی؟
نمیدونم خیلییی وقت میشه
اها
اسکیمون تموم شد و اومدیم بیرون و وایسادیم،من از سرما داشتم میلرزیدم چانی پالتوشو اورد دورم من خجالت میکشیدم و نمیتونستم حرف بزنم
+سرده بریم تو ماشین
_باشه
+بریم ی جای دیگه؟
_کجا؟
+لوت جهانی چطوره؟
_رفتم ولی بریم
+اوکی
تو راه بودیم که شقایق زنگ زد و گفت
+من با اعضا نیخوام بریم بیرون
_باشه
ما رسیدیم لوت جهانی و چرخ فلک سوار شدیم
چانی روبروی من نشسته بود،بلند شد و اومد کنارم نشست و دستمو گرفت؛این اولین باری بود که دستمو میگیره.
_دوستت دارم
تو اون لحظه نزدیک بود قلبم از تو سینم بزنه بیرون که دورمون تموم شد و پیاده شدیم
+رز میای بریم بشقاب پرنده؟
_واایی خدااا من میترسمم
نترس من پیشتم
با اصرار چانی سوار بشقاب پرنده شدیم و من خیلی میترسیدم،دست چانیول رو محکمم گرفتم و میلرزیدم؛چانی بهم نگاه کرد و خندید
+چیه؟میترسی؟
_اوهوم
+نترس،نمیوفتی که من پیشتم
_من از ارتفاع میترسم
+به پایین نگاه نکن
_اوکی اوکی
وقتی پیاده شدیم من از قیافم معلوم بود که دارم میترسم،چانیول لبخند زد و منو بغل کرد.
+میای این مسابقه رو انجام بدیم؟
_اره من میتونم انجامش بدم
مسابقه اینطور بود که باید با یک دارت دو بادکنک رو سوراخ کنیم.
بازی رو بردیم و یک خرس گنده صورتی جایزه گرفتیم.
بعد کلی بازی و خوش گذرونی من به شقایق زنگ زدم
+کجایین؟
_خونه سهون داریم بازی میکنیم
+باشه ما هم میایم
منو چانی رفتیم خونه سهون و و وقتی وارد شدیم اعضا داشتم یه جوری نگاه میکردن.شقایق بهشون گفته بود(خاک تو سرش)
نشستیم که کای گفت
+خبببب...حالا با هم قرار میزارین هیچی نمیگین؟چانی خندید و گفت:
_اره،ولی میخواستم بهتون بگم،ببخشید
+خیلی خب حالا اشکال نداره
#exo
#fake
By your side
+رز پاشو ظهر شد انقدر نخواب
_ولم کن ترو خدا خیلی خوابم میاد دیشب نتونستم بخوابم
+ااا چانی داره زنگ میزنه
از جام پریدم و به گوشیم نگاه کردم
_چرا دروغ میگییی؟
+خب پاشووو
_اااهه باشه
بلند شدم و رفتم دست و صورتمو شستم و اومدم ناهار بخورم که گوشیم زنگ خورد:
_ییاااااخداااااا چانییهه
+زودباش زودباش بردار
نفس عمیقی کشیدم و گوشیو برداشتم:
_سلام
+سلام خوبی؟
_ممنون تو خوبی؟
+منم خوبم خوبم،انروز بریم بیرون؟
_امم...اره میام،ساعت چند؟
+ساعت6میام دنبالت
_باشه
گوشیو که قطع کردم دستم میلرزید
وااییی شقایققق چیکار کنمم؟میخوام با چانی برم بیروونن
وااایی خوشبگذههه
مرسییی
غذامونو تموم کردیم و ظرفارو شستیم،مامانم زنگ زد
_اوهه مامانمه
گوشیو برداشتم
_سلام مامانیی خوبی؟
+سلاام تو خوبی؟دستت بهتره؟
_ارههه خیلی خوبه اصلا درد نداره،کاملا خوب شدم
+خب خداروشکر،دلم برات تنگ شده بود
_اره مامانی منممم
+چیکار میکنین؟
_هیچی غذا خوردیم الان بیکاریم
+اها،اونجا خوش میگذره؟
_اررهه خییلیییب
+خب دیگه مزاحم نمیشم،خدافظ
_خدافظظظ
کم کم حاضر شدم و منتظر چانی بودم تا بیاد.
درو زدن و من رفتم و درو باز کردم،چانی بود
_سلام
+سلام،سوار شو
_باشه
+کجا بریم؟
_نمیدونم
+پارک چطوره؟
_خوبه
رفتیم پارک و اونجا اسکی یخی رفتیم.
چند وقته اکسوالی؟
نمیدونم خیلییی وقت میشه
اها
اسکیمون تموم شد و اومدیم بیرون و وایسادیم،من از سرما داشتم میلرزیدم چانی پالتوشو اورد دورم من خجالت میکشیدم و نمیتونستم حرف بزنم
+سرده بریم تو ماشین
_باشه
+بریم ی جای دیگه؟
_کجا؟
+لوت جهانی چطوره؟
_رفتم ولی بریم
+اوکی
تو راه بودیم که شقایق زنگ زد و گفت
+من با اعضا نیخوام بریم بیرون
_باشه
ما رسیدیم لوت جهانی و چرخ فلک سوار شدیم
چانی روبروی من نشسته بود،بلند شد و اومد کنارم نشست و دستمو گرفت؛این اولین باری بود که دستمو میگیره.
_دوستت دارم
تو اون لحظه نزدیک بود قلبم از تو سینم بزنه بیرون که دورمون تموم شد و پیاده شدیم
+رز میای بریم بشقاب پرنده؟
_واایی خدااا من میترسمم
نترس من پیشتم
با اصرار چانی سوار بشقاب پرنده شدیم و من خیلی میترسیدم،دست چانیول رو محکمم گرفتم و میلرزیدم؛چانی بهم نگاه کرد و خندید
+چیه؟میترسی؟
_اوهوم
+نترس،نمیوفتی که من پیشتم
_من از ارتفاع میترسم
+به پایین نگاه نکن
_اوکی اوکی
وقتی پیاده شدیم من از قیافم معلوم بود که دارم میترسم،چانیول لبخند زد و منو بغل کرد.
+میای این مسابقه رو انجام بدیم؟
_اره من میتونم انجامش بدم
مسابقه اینطور بود که باید با یک دارت دو بادکنک رو سوراخ کنیم.
بازی رو بردیم و یک خرس گنده صورتی جایزه گرفتیم.
بعد کلی بازی و خوش گذرونی من به شقایق زنگ زدم
+کجایین؟
_خونه سهون داریم بازی میکنیم
+باشه ما هم میایم
منو چانی رفتیم خونه سهون و و وقتی وارد شدیم اعضا داشتم یه جوری نگاه میکردن.شقایق بهشون گفته بود(خاک تو سرش)
نشستیم که کای گفت
+خبببب...حالا با هم قرار میزارین هیچی نمیگین؟چانی خندید و گفت:
_اره،ولی میخواستم بهتون بگم،ببخشید
+خیلی خب حالا اشکال نداره
#exo
#fake
- ۱۳.۵k
- ۱۸ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط