با اجازه غزلی تازه فدایت کردم

با اجازه غزلی تازه فدایت کردم
بر سر سجده نه در شعر دعایت کردم

با اجازه از همه دست کشیدم امشب
و تو را از وسط جمع سوایت کردم

با اجازه از تو و چشم و لبت می گویم
چه کنم دست خودم نیست هوایت کردم

با اجازه تو طبیبی و منم باز مریض
تو بزن بوسه بگو باز دوایت کردم

با اجازه به خیالات خودم می پیچم
مثلا بودی و این بار صدایت کردم

با اجازه از شما و بی اجازه از همه
بوسه بر شعر زدم باز دعایت کرد
دیدگاه ها (۱)

آبادان 1960

باشگاه تنیس بریم کنار آبـادان

دانشگاه نفت آبادان پیش از انقلاب

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

شوهر یا ارباب

تک پارتیThe name of the story: My love(عشق من)پس از کلی دعوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط