شهریور به دلتنگی گذشت...

شهریور به دلتنگی گذشت...
هنوز رفتنت را باور ندارم
اینک در آستانه ی خزان عاشقی
کسی نمی داند بی تو
چگونه هوای من گرفته است
سرگردان در کوچه های خاطره ،
خش خش برگهای سرخ و زرد
و مرثیه ی باران پاییزی ،
تنها آواییست که تنهایی ام را می شکند
آسمان ابری ام خورشید تو را کم دارد
کاش تا قبل از چله ی بغض
دوباره آفتاب گرم نگاهت بر من بتابد
و نسیم مهرت چنان بر من بوزد
که بهاری کند سرزمین غمزده ی مرا
دیدگاه ها (۱)

کاش این شهریورنسیم مهرت بر دریچه ی دلم که می وزدآفتاب چشمانت...

ڪاشاین شهریورنسیم مهرت بردریچہ ے دلم ڪہ مےوزد💘 آفتاب چشمانتچ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

qدرود بانو هامن اِلی هستم.یک نویسنده هستم و رمان و داستان می...

چه زیباست. نمیدونم منتظر کی یا چیه تو این بارون ولی حتما کار...

این عروسکی بود که چت جی پی تی واس من درست کرده 😂 ایده هم از ...

سالواتور موندی اثری از لئوناردو داوینچی

اوسی اف ان اف- ترسا

لئوناردو داوینچی نقاش ایتالیایی

نقاشی ارسالی این دیگه زیادی خوب شده 😂❤️‍🩹◄°l||l° لایک و ؋ـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط