زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کر

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به

اتاق خواب سر زد
ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید
بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را
با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد
با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند
بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند

راستی بهشون سلام کردی؟
دیدگاه ها (۴)

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟺دختر با قدم‌های محکم و با اطمینان وارد لابی...

---**ادامه: بغل بابا، پناهگاه دوم**چهار روز از اون ماجرای پر...

پارت ۷۷

پارت ۲۹دوباره اوضاع برای ساسکه تبدیل به جهنم متحرک شد.او قرا...

ابلیس

جادوی سیاه

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟓𝟔ویو راوی. جونگ کوک با حس شنیدن صدای شر...

پارت پنج بعد از چند ساعت تمرین سخت و نفس‌گیر، بالاخره مربی ا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 54پاهاش رو بهم نزدیک...

پارت ۳۲ملافه های سفید، کاکاشی وقتی چشمش را باز کرد اول ان ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط