دستهایت را در دستم بگذار،

دستهایت را در دستم بگذار،

و نگاهت را خانه نشین چشمهایم کن.

من همه عمرم ،

تو را در لابلای ستاره ها،

خواهم یافت،

حتی اگر،کنارم نباشی. 💞 💞 💞 💞 تو، تمام آسمان منی،

که چشمهایم، در کهکشان چشمهایت،

به خواب می رود،
دیدگاه ها (۱)

سجده آغوش تو انگار مرا،عادتیست،ای همه شعرم،همه تصنیف من.جان ...

سجده آغوش تو انگار مرا،عادتیست،ای همه شعرم،همه تصنیف من.جان ...

شانه هایتکجاستتا دلتنگی ام رابر آنتکیه دهمودر خیال آغوشتدمی ...

ای تو برجسته ترین نقش به دیواره ی قلبم...نفسم بسته به جانت ک...

اگر روزی میان من و تو آخرین واژه هم خاموش شد اگر نامم برای ت...

پروانه جان

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

عاشقانه های شبنم

#زندگی_می_گذرد🌷تو ، نباید آنکسی باشی که من می خواهم ، و من ن...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط