‏وقتی کوچک بودم، فکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم

‏وقتی کوچک بودم، فکر می‌کردم آدم‌ها چقدر بزرگند و ترس برم می‌داشت...
بزرگ که شدم دیدم بعضی آدم‌ها چقدر کوچکند
و بیشتر ترسیدم..
دیدگاه ها (۲)

وقتی بچه بودم از روح می‌ترسیدموقتی بزرگ شدم فهمیدم آدما ترسن...

بچه که بودمفکر میکردم فقط زنبورها نیش میزنندبزرگ که شدمدیدم ...

‏🐥[۱۴:۰۲ ~ ۱۴:۰۳ به وقت کره]•عکس•کی بیشتر شبیه بچس؟‏ㅋㅋㅋㅋㅋㅋㅋب...

بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، تازه می‌فهمیم چقدر برای ماندنشان ا...

امروز فقط یک روز نیست؛ روزیه که یادم می‌اندازه چقدر تغییر کر...

بعضی ها آنقدر بی صدا می آیندو قلب آدم را بی هوا تسخیر می کنن...

واقعا یوقتا فکر میکنم چقدر سخت گرفتم به خودم

دلم برای گذشته تنگ نیست؛ برای آن اطمینانِ ساده تنگ استکه فکر...

«من آن قدر آدم بزرگواری نبودم که بتوانم توهین دیگران را ببخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط