واقعا یوقتا فکر میکنم چقدر سخت گرفتم به خودم

چقدر تو ذهنم به احتمالاتی فکر کردم که هیچ موقع اتفاق نیوفتاد، و وقتی لحظه‌ش رسید دیدم همه چی آروم جلو رفت.

-

فاطمه
دیدگاه ها (۱۴)

آپدیت برنامه زنده اپیک هایتابلو: اونا واقعاً این رو خوب نوشت...

سرنوشت(ویو رایا)شوگا رفت سمت اتاق و کت‌ش رو درآورد.روی دستش ...

توهمه چیزِ منیتو یه اتفاق قشنگی توی زندگیه مننمیدونم اسمشو ب...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)پارت دو(وقتی به عنوان دختری...

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

چند پارتی پارت ۱ | چرا از من متنفری؟ 🖤از وقتی تهیونگ وارد کل...

____[The Forbidden Crossing]____

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏5●•_ویلیام جیمز موریارتی_هیچ‌ک...

آخرین بحث پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط