در زندگی یِک وَقتهایی پیش مییاد...

در زندگی یِک وَقتهایی پیش مییاد...
 که حِس میکُنی؛
بایَد سَرت را بُگذاری زَمیـטּ وَ بمیرے ....
اَما نَمیمیرے وَ فَقَط آه میکشی..!
بَراے دَردهایی کِه؛
نَمی تواטּ به کَسی گُفت...!
کِه ایـטּ خیلی بَدتَر از مُردטּ است...!
دیدگاه ها (۲)

☕️🌱آرامشــــــــــــــ وقتـی‌سـت کـه ، دلـت چیـزی بیشتـر از ...

رها🍂 گاهی که فکر می کنم چشمانم بی اختیار پر از اشک می شودبا ...

پارت یک و اینو بگم که ات ۲۳ سالشه و جیمین هم ۲۳، ...

سحر متنی که نوشته بودم خونده بود. دیروز گفت: قلمت خوبه ها......

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

تلخ‌ترین قسمتِ رفتنِ آدم‌ها، رفتنشان نیست؛این است که گاهی می...

پارت اخرپارت ۲۰ #پشت غرورتبارون آروم روی شیشه‌های بیمارستان ...

خب دیگه اوسیم تنها نیست💆🏻‍♀️(تغیر دادم)⁦^⁠^زندگی نامه سلین ی...

𓆩 پارت ۵۱ 𓆪 🖤جیمین با دیدن ات که داشت از اتاق خارج می‌شد، مچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط