دختر عموم اومده بود تو اتاقم ،،منم یادم رفته بود این آزاد

دختر عموم اومده بود تو اتاقم ،،منم یادم رفته بود این آزاده از قد دیوار پرید روش
الان اون تو بیمارستانه عمومم با گرز دنبال من میگرده
برم تو افق ،،یا اونور مرز ؟؟؟؟
دیدگاه ها (۳۷)

اون اعتمادی که من به تو داشتمهمه یک بار زیر روشد یک بار عوض ...

Love&HateP.6_هانا جیمین جونگکوک(همه نگاش کردن)میاین جرعت حقی...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

روز دختر و پیشاپیش به همه دختران سرزمینم و دختر قشنگ خودم تب...

مافیای من

رمان

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط