سرهنگ: اسمت چیه ؟

سرهنگ: اسمت چیه ؟
سرباز: ممد
سرهنگ: این چیه دستت ؟
سرباز: تفنگ
سرهنگ: تفنگ ؟ این مملکتته , آبروته , زندگیته , شرافتته , خواهرته , مادرته , و ….
سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه ؟
سرباز: اصغر
سرهنگ: این چیه دستت ؟
سرباز : این خوار مادر ممده !
دیدگاه ها (۷)

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ²⁴جونگکوک روی صندلی چوبی اتاق بازجوی...

پارت ۱۶

وقتی...(پارت سوم)

سناریو قفل آبی پارت ۱

I want to love you forever part 2

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part²"توصیف در یک جمله:آتش زیر خاکستر"جونگ‌کوک...

My Arirang Part 9

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط