*

*

مستی ما مستی از هر جـام نیست
مست گشتن کار هر بـد نـام نیست

ما ز جـام دوست، مستی می کنیم
خویش را فـارغ ز هستی می کنیم

می، پلیـــدی را ز سر بیـرون کند
عشق را در جـام دل، افزون کند

چون که ما مستیم و از هستی تهی
کی شود هستی، به مستی منتهی؟

مست، یعنی: عاشقی بی قید و بند
فـــارغ از بود و نبود و چون و چند

فهـم عاقل را به عاشق، راه نیست
هرچه گویم باز میگویی که چیست؟

بایـــد اول ، تـــرک هشیاری کنی
عشق را در خویشتن جاری کنی

هر زمان گشتی تو مست جام عشق
خویش را انــداختـــی در دام عشق

مولانا
دیدگاه ها (۱)

بازی زندگی؛  بازی بومرنگ هاســـتو پندار و کردار و سخنان انسا...

خوشا آنانکه به جای زمان به "صاحب زمان" دل می‌بندند...

میگن با هرکسی دوست بشی شکل و فرم اونو میگیری!!!فکرشو بکن اگه...

چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منیچو جان، ‌نهان شده در جسم...

عاشقانه های شبنم

درودی آکنده از #عشق، نور و آگاهی بر جان‌های بیدار و همراهان ...

چنگ دل آهنگ دلکش میزند ناله عشق است و آتش میزند ♪قصه دل دلکش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط