ای وای خوابم یا که بیدار...

ای وای خوابم یا که بیدار...
ای وای آره انگار اینجاس نازنین یار...
چشمام مست و قلبم شده شیدا...
باورندارم عشق بازم شده پیدا...
تب اون توی قلب من و داره باز تند تند میزنه و پریشون شده دوباره این دل...
کیه اون اونی که این وسط نمی خواد چیزی جز فقط یه نگاه واسه شکار این دل..
همه چی دیگه به کامشه ...
دیگه دل اسیر دامشه...
همه جا سوار و یکتازه...
توی اون نگاهش تو کمون دوباره
دلو کرده نشون واسه من ولی چه دلنوازه
دیدگاه ها (۱)

{جوجوتسو کایسن}°«یوجی ایتادوری»°(وای به یاد موندنی ترین سکان...

همه برای چند دقیقه‌ای، در همان وضعیتِ منجمد و بی‌حرکت، سر جا...

~ترجمه صحبت‌های پایانی جونگکوک 🐰 آره، بوستون، به لطف شما امر...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

رمان: گرفتار توپارت ۱۵ (بخش دوم: آرامشِ قبل از طوفانِ دوباره...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۹

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و پنجم: مراقبتِ سمی، طلوعِ کابو...

part 4ویو مایکی از پشت میز بلند شدم و رفتم روی تختم دراز کشی...

استی: سلام، جونگین اوپا، من دانشجوی پزشکی‌ام، مواظب باش و به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط