chess board

part2
دستان دخترک‌ش را گرفت و او را روبه‌روی خود نشاند. نگاهی به چهره‌ی معصوم‌ِ دختر کرد و با بغض بدی در گلویش لب زد
_یوریّوم، دخترم...
_بابا چرا صدات گرفته‌اس
_میدونی که م...‌من همه چیزم رو تو قمار باختم و... و... تو رو هم امشب باختم
نتوانست تحمل کند وُ اشکانش سرازیر شدن.
_چی داری میگی بابا؟! یعنی چی منو باختی؟؟
_یه موقعیت خوب بود.... سر ده میلیون دلار شرط بستم
_بابا! مگه نمیدونستی میبازی؟
_وسوسه‌ام کرد گفت بیا شطرنج بازی کنیم و خب خودت.. میدونی که کسی نمی‌تونست توی شطرنج منو ببره اما...
اما اون برد و گفت میاد تو رو ب..‌ب...‌ببره
با بهت خیره به پارکت‌های روی زمین شد؛ دیگر صدای پدرش گنگ و غیر قابل شنیدن بود. او روی دخترش شرط بسته و او را از دست داده بود.
_میشنوی صدامو یوریوم؟
_ها..؟
_فرار کن دخترم، فرار کن
چانه‌اش لرزید و قطره اشکی سمج از چشم‌ش سُر خورد و صورت‌ش را خیس کرد.
_عزیز دل بابا گریه نکن. برو و وسایل‌ت رو جمع کن زود باش
_با...‌باشه
حرفی نداشت که دیگر بگوید؛ حالا مجبور بود خانه و کاشانه‌اش را ترک کند بلکه دست کسی به او نرسد.

ساک به دست به پدرش که روی مبل تکیه زده و میگریست نگاهی کرد و با صدایی که از ته چاه می‌آمد گفت
_بابا
سر چرخاند و به چهره ناراحت دخترکش نگاه کرد و آرام جواب داد
_آماده‌ای
_اوهوم
_اون ماتور تو گاراژ رو بردار میدونم که میتونی ماتور برونی
_باشه
پا شد و به سمت دخترک‌ش حرکت کرد و او را در آغوش کشید و بوسه‌ای بر پیشانی‌اش زد و زمزمه کرد
_مواظب خودت باشیا...
_چشم
برایش سوال شده بود!!
چرا همه‌ی این اتفاقات در چند لحظه درحال رخ دادن بود؟
سرش شرط بسته شده بود و به مردی غریبه و ناآشنا باخته شده بود. قلب‌ش لحظه‌ای تیر کشید اما به روی خود نیاورد.
از پدرش فاصله گرفت و به سمت در حرکت کرد قطره اشک سمجی از چشمـ‌ش فرود آمد به سرعت به پشت دست اشک روی صورت‌ش را پاک کرد.
دست بر دست‌گیره‌ی در گذاشت چرخاند اما...
متحیر پلک زد.
این همه ماشین و انسان سیاه ‌پوش اینجا چه‌کار می‌کاردند

منتظر لایک و نظرات شما هستم
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...

Last leaves/رمان جیمین

سناریو

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وهفتم | گردنبندصدای شلیک‌ها نزدیک‌تر شد.جو...

[پارت۲]لونا آروم به هوش اومدچیزی جز تاریکی ندیدمثل کصخلا خند...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟒ویو اِریاصدای شلیک هنوز توی انبار می‌پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط