در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
_جاهایی که از خوشی ها حرف زده/
بودیم دو ردپا بود و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم
جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
خدایاااااااا بی نظیری



دیدگاه ها (۳)

...

● هیچوَقت اَز عَلاقَت و اِحساسِت بِه کَسی چیزی نَگو . ➠● اَز...

...

منو عشقم همین الان ی سال پیش خخخخ

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟓𝟖امروز میخواستم یکم در ...

otagh baghli part 34 سری تکون دادم و خواستم جواب بدم که یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط