در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم

در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
_جاهایی که از خوشی ها حرف زده/
بودیم دو ردپا بود و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم
جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
خدایاااااااا بی نظیری



دیدگاه ها (۳)

...

● هیچوَقت اَز عَلاقَت و اِحساسِت بِه کَسی چیزی نَگو . ➠● اَز...

...

منو عشقم همین الان ی سال پیش خخخخ

in your eyes

پارت ۶۴۱ اشفته و مضطرب جلوي در اتاق عمل قدم میزدم. دل تو دلم...

" تو سرنوشت منی "

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط