به مرگ می مانی....

به مرگ می مانی....
می آیی و مرا از خویش می بری
به خلسه ای عمیق
در اعماق وجودت
دور از خود و دیگران
تو تنها درد خواستنی جهان خاموش منی..
به مرگ می مانی
شیرین... جاودانی ...عمیق....

م.ح( کیمیاگر)
دیدگاه ها (۲)

رفتنت شد نمک به زخم دلم این نمک حق این جراحت بودزدی از دور آ...

قایق کوچک دلم را برایت به دریا زدم دریغا که طوفان بی وفایی ه...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط