شبا با گریه میخوابم به پالشت مشت می کوبم نمیدونی چقد سخته

شبا با گریه میخوابم به پالشت مشت می کوبم نمیدونی چقد سخته که مجبورم بگم خوبم
لحظه به لحظه بودن با تو رو دوره کردم من خدا را هم خسته کردم ...
دیدگاه ها (۵)

اعتماد به سقف اگه آدم بود میشد هوانگ هیونجین

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

سلام...چطورید دخترام؟؟دخترا الان ساعت00:13هستش و من تازه یچی...

سناریو (در خواستی)

بچه ها براتون بگم یه لحظه تعداد پستم هام رو دیدم و یه چیزی ی...

یه بابایی توهمات ذهن آشفته ش رو ریخته بیرون و گفته:خانم‌های ...

پارت ۱۰ بچه ها ببخشید اگه اشتباه تایپی داشت من تازه ناخن گذا...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط