خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو
به دو نقش و به دو صورت، به یکی جان من و تو
داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات
آن زمانی که درآییم به بستان من و تو
اختران فلک آیند به نظّاره ما
مه خود را بنماییم بدیشان من و تو 
من و تو، بی من‌و‌تو، جمع شویم از سر ذوق
خوش و فارغ، ز خرافات پریشان، من و تو
طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند
در مقامی که بخندیم بدان سان، من و تو
این عجبتر که من و تو به یکی کنج این جا
هم در این دم به عراقیم و خراسان من و تو!
به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش دگر
در بهشت ابدی و شکرستان من و تو
دیدگاه ها (۱)

دو سال است که می دانمبی قراری چیستدرد چیستمهربانی چیستدو سال...

با خود عهد کرده امهر جا خط تو را دیدمببوسمشکی خط لب می کشی ب...

نه از خودم فرار کرده امنه از شمابه جستجوی کسی رفته ام کهمثل ...

kodakaane ghamgin bi bahaane shadi...♡

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صورت ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط