عشقی از جنس نفرت

عشقی از جنس نفرت
پارت۸
گوشی رو برداشتم تاریخ تولدش رو میدونستم گفتم شاید اون باشه(قبلا چیسو تولد کوک دعوتش،کرد)دیدم بللهه
هِه واقعا عقلش نمیرسید یه چیز سخت بزاره رفتم شمارمو زدم افتاد سر گوشیش بعد رفتم تو گوگل (بقیشو تو ادامه میفهمید)کارمو انجام دادم گوشی رو گذاشتم همون جایی که بود و سریع رفتم
ویو به چند ساعت بعد
زنگ تفریح بود کوک دقیقا وسط حیاط
بود چه جایی خوبی گوشی رو برداشتم و زنگ زدم به گوشیش بعد گوشیش رو بلند کرد همه داشتن میخندیدن
کوک ویو
داشتم با جیمین حرف میزم یهو گوشی زنگ خورد ول..ولی اهنگ زنگش
(آهنگ زنگ بیبی شتودرورورو بیبی شتدرورو بیبی شت...و ادمه)
کل بچه ها داشتن میخندیدم یهو متوجه ا/ت شدم که خنده های شیطانی کرد فهمیدم کار اونه رفتم یقشو گرفتم
-تو چه غلطی کردی(عربده و عصبانی)
+چیو میگی(سعی در نگه داشتن خنده)
-تو این آهنگو زنگ گوشی گزاشتی(عربده وعصبانی)
+نه اصلا من رمز گوشی رو بلد نیستم
ویو ا/ت
دیگه نتونستم و از خنده متلاشی شدم
+چه کار خوبی کرد...اوپس(فهمید چیگفت)
-پس کار تو بود
بلندش کردم و گذاشتمش رو کولم با دستاش میزد تو کمرم
+ولم کن(ترسیده)
-دارم برات لی ا/ت
دیدگاه ها (۴)

عشقی از جنس نفرت پارت۹ویو ا/تیهو بردم تو یکی از کلاسای قدیمی...

سناریو بی تی اس واکنششون وقتی باهاشون قهر کردی و بهشون بی مح...

نامجون چجور شوهریهدوست داره شبا قبل خواب تورو بغلت کنه و برا...

درخواستی داشتید هم میتونید بگید.

My vampire

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط