در میکده دوش

در میکده دوش
زاهدی دیدم مست

تسبیح به گردن و
صراحی در دست

گفتم:
زچه در میکده جا کردی؟
گفت:
از میکده هم به سوی
حق راهی هست...

#شیخ_بهایی
دیدگاه ها (۳)

اگر انسان ها می دانستند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است......

هر زنے براےلبخند زدن در آینه باید مردے را داشتہ باشد ڪہ با ش...

بهار آمد ولی من در خزانمبه پایش داده ام عمر گرانمبرایم آنقد...

چیزی که زن دارد و مرد راتسخیـر می کند : مهـــربانی اوست ، ن...

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگانپیش از سفر اربعین، برای خ...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۴یاد خون دماغ تهیونگ افتادم ...

my love part 54

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط