لبان چون انارت را بنازم

لبان چون انارت را بنازم
و چشمان خمارت را بنازم
چه زیبا و قشنگ و دلفریبی
سراپا ناز داری و نجیبی
به کوی دلبری همتا نداری
چرا لطفی به حال ما نداری
لطیفی،نازنینی دلربایی
و شعر ناز و عشوه می سرایی
فدای اخم و ناز و خنده هایت
غزل با شد هماره آشنایت
نگاهت با دل من حرف دارد
حکایت از غروری ژرف دارد
حریر گیسوانت را بنازم
کمانی ابروانت را بنازم
بیا ای دلبر مهتاب رویم
که تا عطر گل رویت ببویم
دلم خواهد که گردم همزبانت
بنوشم بوسه از شهد لبانت
بیا ای مهربانوی دل من
چراغ راه و عشق و همدل من
بیا تا بوسه گیرد اون لبانم
ز لبهای تو ای آرام جانم
بیا که طاقت هجران ندارم
و بی تو جز دلی ویران ندارم
تویی دار و ندارم ناز بانو
فدای تو گل زیبای مه رو
#محمدرضا_کوزه_گرکالجی
دیدگاه ها (۲)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

نمکین هستی و قندی، نه به این و نه به آنتنه به دریاچه یِ قم، ...

صالح سیدیوسفی شاعر شیرازی

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت.آم...

❤️میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت....

💞💞💞💞💞💞🔥 شعر 🔥میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسر...

میبرم خاطره را تا شب پیدا شدنتصبح آدم شدنم، حسرت حوا شدنت.آم...

ببخشید؛ این چند خط صرفاً شوخی‌ست و جسارتش پایِ طنزِ بی‌ادبان...

رمان عشق مثلث پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط