.

.
گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟

آمدم یک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد این سور شب عید چرا؟


#قیصر_امین_پور
#شعر
دیدگاه ها (۱۹)

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

فراتر از خویش

گفتم میشه نری ، گریه کرد .منم گریه ام گرفت راضی شدم که بره ....

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

جاده بی راهه

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

عاشقانه

عاشقانه های شبنم

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط