یه بار رفته بودم هیئت،

یه بار رفته بودم هیئت،
انقدر محکم زنجیر میزدم،






پشت سریم گفت داداش مگه از خانواده‌ی شما هم کسی تو کربلا بوده؟
دیدگاه ها (۱)

مردی می‌خواست زنش را طلاق دهد.دوستش علت را جویا شد.و او گفت:...

خدا همیشه هست

میدونی تلخ ترین چیز زندگی چیه؟..........این که در فریزر رو ب...

ﺩﺧﺘﺮ ۴ﺳﺎﻟﻪ ﺗﻮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭﺁﻟﻮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ . ﮔﻔﺘﻢ ...

رمان: دلداده شخصیت : کیم ا/ت ـ جئون جونگکوک ـ جئون لارا ـ جا...

بعضی از بچه هیئتی‌ها رو دیدم که فاز ضد جمهوری اسلامی دارنببی...

*+ یه دلیل محکم برای نرفتنم بیار._ بهت مبتلام..! عاشق اون بو...

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

مانهوای : من تو این زندگی رئیس خانواده میشم 📇 خلاصه ی داست...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت دو. دازای بدونه نگاه به چوی...

ارامش محال part 3

هعی! ولی !یه شب که خیلی مست بودم؛ میام و می‌نویسم ؛ تو کی بو...

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط