من ته کوچه ی دلتنگی خود

من ته کوچه ی دلتنگی خود

.... کوچه باغی دارم

که پر از سیب و انار است هنوز …

در پس باغ دلم ، رازها پنهان است …

راز صد دانه انار ، راز یک روز بزرگ ،

من ته کوچه ی دلتنگی خود

قراری دارم ، که پر از دلهره هاست …

طعم آن دلهره ی شیرین را

فقط آن سیب قشنگ داند و بس
دیدگاه ها (۱)

من همان دخترک غم زده ی دیروزم من همان کودک بی تاب برای بودن ...

..

ترسم از این است کهیک شب بخواهی به خوابم بیاییو من هم چنان به...

این دو متن کوتاهارزش صد بار خوندن داره!

بعضی دلتنگی‌ها اسم ندارند...بی‌صدا می‌آیند،در تمامِ وجودت ری...

پری دزدیده شده P:4

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط