🦋

🦋

سر سفره عقد
میخاست بهم چیزی بگه
اما جمعیت زیاد بود
وخجالت می کشید
تو دستمال کاغذی نوشت
و داددستم
باز کردم دیدم برام نوشته:
دعا کن شهیدبشم

#شهید_صالح_زارع
#قاسم_بن_الحسن #شهدا۰۱۲۰
╭🦋
دیدگاه ها (۰)

رمان

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 163♡⁠。⁠)⁩وقتي خ...

....پنج پارتی از جیمین ....

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

spanish girl:8

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

عاشقم باش Part 50

پسر بد (60)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط