به سرخی غروب روزهای پاییزی سوگند

به سرخی غروب روزهای پاییزی سوگند
گر ذره ای احساس بود ترا
میفهمیدی فرق من و دیگرانرا
و دیگر نمیگفتی:
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد
دیدگاه ها (۹)

♥ خدایا :تو را به صدای گنجشک هاو به بوی خوش آرزوها سوگند . ....

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد...هرچه کردم که کنم ترک تو سوگند...

به کدامین کتاب مقدس دنیاسوگند بخورم؟که از یاد عاشقان واقعی ا...

به شقایق سوگند....که تو برخواهی گشت....من به این معجزه ایمان...

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۴

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

چند پارتی جونگ کوک

dark life = 38

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁵(چه‌رین+)(تهیونگ–)(پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط