خدایا !!!

خدایا !!!

جوری دستم را بگیر و بلندم کن

که همه اطراﻓﻴﺎﻧﻢ

یادشان بماند من هم خدایی دارم ...

یادشان بماند حرفهایشان تا همیشه در

خاطرم خواهد ماند ...

حتی اگر به رویشان لبخند بزنم و هیچ نگویم ...

یادشان بماند

همانگونه که دلم را شکستند ...

با حرف هایشان ...

تو آن بالا همه را شنیده ای ...

خدایا !!!

جوری دستانم را بگیر که لحظه بلند

شدنم همیشه در خاطرشان بماند ...
دیدگاه ها (۳)

💜 پارت چهارم | پایانشب کم‌کم به پایان می‌رسید.نامجون و یونگی...

White Lotus | Part 22صبح روز بعد...فرودگاه اینچئون شلوغ‌تر ا...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۱«یک قدم نزدیک‌تر»ات هنوز نمی‌دانست ح...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگ‌کوک برای چند ثانیه هیچ ج...

پارت ۸۸ | «ده ثانیه در تاریکی...»دو روز بعد...شرکت از صبح شل...

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

عاشقم باش Part 51

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

تک پارتی✨استوری‌ دردسر ساز... صبح...ات کنار تخت ایستاده بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط