من در نیمه گشوده را باز کردم ...

من در نیمه گشوده را باز کردم ...

تـــــــــــــو شـــــــــمـــــع را دیــــدی

تـــرســـــــــیدی

پا پس کشیدی

مـــــن ماندم ...

آنجا شمع مقصر بود یا عشق

کســــــی نمیداند ...

کـــــسی نمیداند ...!

کسی نمیداند که چرا پراونه سوخت ...

فقــــط همین بـــــس ...

که ...

که ... تا لحظه آخـر ...

پروانه دور شمع میگشت که سوخت ...
دیدگاه ها (۲)

فرق بین عشق و دوست داشتن همیشه در منطقش بودهیعنی دوست داشتن ...

هر روز با نبودنت کنار میام،اما دلم هنوز گیر توئه،مثل زخمی که...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

هتل ۴۰۴ p.1

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۶ | شروع واقعینیم ساعت بعد، هر چهار نف...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 180♡⁠。⁠)⁩از صدا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط