از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟!! 
گفت :از روزگار چیز

از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟!! 
گفت :از روزگار چیزی نمیدانم اما پشم گوسفندانم را که چیدم، دیدم نیمی از آنها گرگ اند..
دیدگاه ها (۴)

#حکایت_قدیمی عقابی بر بچه گوسفند حمله آورد و او را به چنگال ...

آیت اللهی که درحال بیهوشی پرفسوری را مسلمان کردآیت الله سیدم...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هجــدهــم بیست و هف...

خسف | قصه سیام: امام کاظم (ع) (بخش اول)

با خارها راهش رامیبندم:شباهت غاصبان فدک و بهائیت درغصب

آوای شب پارت ۲۴ویو نویسنده دامیان در و باز کرد شوکه شد...انی...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت هفتم: دو رویِ یک سکه![دیدگاه تهیونگ]...

KIM V

از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟؟گفت از روزگار چیزی نمیدا...

از چوپانی پرسیدند :روزگار چگونه است؟گفت : از روزگار چیزی نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط