گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر

گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر


عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت۰۰۰
دیدگاه ها (۱)

من چیزی از تو نمیخواهم جز یک آغوش برای نفس کشیدن یک دوستت ...

بوسه‌های ما نه گزاف بود،نه دروغ،پناه بوددر برف و بوران...

حتی زمان برای ماندن تو مکث میکندای لحظه ی وداع تو آغاز فصل م...

گـرفـتـار آن دردمکـه تـو درمـان آنـی ...

نیست خواب مراز آن شب چو نی ببینم ساقیکه سر نماند به کی سر بم...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط