گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر

گفتی که رفته رفته چو عمر آیمت به سر


عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت۰۰۰
دیدگاه ها (۱)

من چیزی از تو نمیخواهم جز یک آغوش برای نفس کشیدن یک دوستت ...

بوسه‌های ما نه گزاف بود،نه دروغ،پناه بوددر برف و بوران...

حتی زمان برای ماندن تو مکث میکندای لحظه ی وداع تو آغاز فصل م...

گـرفـتـار آن دردمکـه تـو درمـان آنـی ...

#شعر_قدیمی 🍃مجنون چو حدیث عشق بشنیداول بگریست پس بخندیداز جا...

مینی سریال: یک عمر خیلی دیر

چه زیبا و دلربایی، ز دور ز هر عیب و نقصی بدوردلفریب و کشنده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط